تبليغاتX
مهرباستانی من
جستار های تاریخی وسیاسی وشعر
13:10   من نیستم...

روزی می آید که من نیستم

آن روز میفهمی که من چیستم

روزی که می برند مرا روی دستها

دیر است ولی میفهمی که من کیستم...

صبحدم بامدادان

پاینده ایران

دوشنبه سوم بهمن 1390به قلم: آرتمیس آریانژاد ™      
13:7   تو باشی..
تو باشی و قلب مهربانت با من سر آشتی؛

دیگر هیچ چیز نمی خواهم......حتی دنیا را!

صبحدم بامدادان

پاینده ایران

سه شنبه بیست و هفتم دی 1390به قلم: آرتمیس آریانژاد ™      
11:18   بازی روزگار

بازی روزگار را ببین،

عاشقت می کنند،دلت را می سوزانند،تنهایت می گذارند......

و تو هنوز هم عاشقی..!

صبحدم بامدادان

پاینده ایران

سه شنبه بیستم دی 1390به قلم: آرتمیس آریانژاد ™      
17:30   بانوی مهر
بانوی مهر قلبم،چه ساده تورا می خواهم

ساده مثل خورشید

ساده مثل آب؛

آنقدر ساده که خودم را در تو گم میکنم..

شاید تو پیدایم کنی..!

صبحدم بامدادان

پاینده ایران

پنجشنبه هشتم دی 1390به قلم: آرتمیس آریانژاد ™      
17:21   حسودی
آنقدر تو را می خواهم که به بند روی طناب،

که لباست را روی آن میندازی هم حسودی میکنم...

صبحدم بامدادان

پاینده ایران

پنجشنبه هشتم دی 1390به قلم: آرتمیس آریانژاد ™      
10:51   مهربانو
مهربانوی ِ من

خورشیدِ تابان من

چه فرخنده شبی از دل کوه برآمدی،

تا تو آمدی،سیاهی و ظلمت رخت بربست

و همه جا از نو اهورایی تو درخشان شد

تو را دوست دارم آنگونه که شایسته نام توست...ایزد مهر

صبحدم بامدادان

پاینده ایران

پنجشنبه یکم دی 1390به قلم: آرتمیس آریانژاد ™      
12:28   شب زایش خورشید
شب زایش خورشید است و طلوعٍ مهر

شاد باد این فرخنده شبِ جان مهر

دور هم نشینی و چله نشینی و شادی

افزون باد این شادمانیِ اهورایی

ایرانیانِ بهدین را پاینده باد

شبی این چنین را فرخنده باد

این است آیین و رسم نیک ما

زمانه بداند چه آمده ست بر سر ما

این جشن بُود یادگار آیین میترایی

پاینده مانی که تو امیدِ جان مایی

صبحدم بامدادان

برای خواندن جستاری درباره شب چله به نشانی زیر بروید:

http://mehrbastan.blogfa.com/post-25.aspx

شب زایش خورشید بر همگان شاد باد

پاینده ایران

شنبه بیست و ششم آذر 1390به قلم: آرتمیس آریانژاد ™      
12:17   قدمهایت
دوستت دارم،حتی اگر دلم را همچون برگهای پاییزی

زیر قدمهایت بیندازی...باز هم دلم بوسه می زند جای پاهایت را..!

صبحدم بامدادان

پاینده ایران

شنبه بیست و ششم آذر 1390به قلم: آرتمیس آریانژاد ™      
22:42   چتری برای تو
باران که می بارد دلم می خواهد

چتری باشم که روی سرت می گیری...

صبحدم بامدادان

پاینده ایران

 

چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390به قلم: آرتمیس آریانژاد ™      
22:39   دنیا
هر کس دنیا را برای چیزی می خواهد؛

اما من فقط تو را می خواهم دنیای من!

صبحدم بامدادان

پاینده ایران

چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390به قلم: آرتمیس آریانژاد ™      
?